22 آذر 1404

بررسی منازعات اعراب و اسرائیل درباره فلسطین در قرن 20 ام

<< Israel Arab conflict >>

در اینجا به طور تاریخی به بررسی ادعای حاکمیت اسرائیل بر سرزمین فلسطین می پردازیم و تعدادی از ادعاهای بیان شده در مورد آن را مورد بررسی قرار می‌دهیم.

۱- بررسی ادعا های مطرح شده در این خصوص :

ادعای اول :

از آن جایی که طبق کتب تاریخی، یهودیان در زمان های دور در سرزمین فلسطین سکونت داشتند پس حق دارند کشوری یهودی در همان سرزمین ها داشته باشند.

بررسی منطقی ادعای اول :

اگر فرض کنیم که هر قومی که در ادوار مختلف در سرزمینی سکونت داشته حق حاکمیت بر آن سرزمین را دارد، قبل از یهودیان و بعد از یهودیان قومیت های مختلفی از جمله بابلی ها، رومی ها، ترک ها و اعراب در آن سرزمین حضور داشتند. مدت زمان سکونت و تقدم و تاخر سکونت نیز نمی تواند دلایل منطقی برای حکومت بر یک سرزمین باشد.

بررسی سندی ادعای اول :

برای اثبات تسلط اقوام مختلف بر سرزمین فلسطین در دوره های زمانی متفاوت، می‌توان به چند مورد زیر اشاره کرد:

  • مصری ها

حدود 1000 سال قبل از میلاد مسیح، مصری ها بر این سرزمین مسلط بودند.[3]

  • بابلیان

از سال 636 قبل از میلاد مسیح امپراطوری بابل در حدود 1 قرن بر این سرزمین فرمانروایی می‌کرد.[4]

  • ایرانیان

در طی 5 سده قبل از میلاد مسیح امپراطوری ایران اختیار این سرزمین را بدست آورد.[5]

  • عثمانی

از سال 1516 بعد از میلاد مسیح امپراطوری عثمانی این منطقه را تصرف کرد و بعد از فراز و نشیب های مختلف، قرن 19 آن را از دست داد.[6]

ادعای دوم :

مردم فلسطین در گذشته زمین های خود را به یهودیان فروخته اند و در حال حاضر قراردادشان را زیر پا گذاشته و خواستار زمین های خود شده اند

بررسی منطقی ادعای دوم :

اگر فرض را صحت فروش زمین های فلسطین توسط مردمان آن به یهودیان بگذاریم، نمی توان نتیجه گیری کرد که یهودیان به واسطه زمین های خریداری کرده از یک سرزمین، حق حکومت بر مردم آن سرزمین را بدست می آورند. برای ملموس بودن ماجرا می توان به تعداد پرشمار مهاجرین ترک به آلمان (12 درصد جمعیت آلمان) [1] یا مهاجرین افغانستانی در ایران(5 تا 8 درصد) [2] اشاره کرد که با این وجود حق حاکمیتی برای ایجاد یک کشور مستقل در سرزمین های آلمان یا ایران توسط مهاجرین ایجاد نمی شود.

بررسی سندی ادعای دوم :

کمیته مخصوص مسئله فلسطین در سال 1947 درباره مساحت اراضی اعراب و یهودیان حاضر در سرزمین فلسطین گزارش می‌دهد که بر این اساس عمده سرزمین‌های موجود متعلق به اعراب بوده است.[7]و[8]

ادعای سوم :

در هیچ تاریخی در سرزمین فلسطین، دولتی فلسطینی حاکم نبوده و کشور فلسطین در تاریخ وجود ندارد پس فلسطینیان حقی بر آن سرزمین ندارند.

بررسی منطقی ادعای سوم :

با فرض اینکه برای وجود یک دولت، حتما باید در پیشینه تاریخی آن سرزمین، آن دولت وجود داشته باشد بسیاری از کشورهای کنونی که ناشی از قوانین جهان مدرن هستند و در تاریخ هیچ پیشینه ای برای آن ها وجود ندارد از این حق محروم می شوند لذا برای بررسی حق استقلال فلسطینیان بر سرزمین خود می بایست زمان شروع مناقشه و نحوه ایجاد دولت در آن سرزمین را در نظر گرفت که با قوانین مدرن هم خوانی داشته باشد. پس مبدا تاریخی برای بررسی مسائل سرزمین فلسطین اواخر امپراطوری عثمانی و معاهدات مربوطه در همان سال هاست.

بررسی سندی ادعای سوم :

با توجه به معاهده سِور فلسطینیان برای رسیدن به استقلال به قیمومیت انگلیس درآمدند، همچنین یهودیان حق سرکوب کردن استقلال اعراب را نداشتند.[9]

جمع‌بندی بخش ادعا ها بر پایه استدلال ها :

جمع بندی منطقی: با صرف نظر از غلط بودن تمامی استدلال های بالا و با فرض این که اسرائیل حق ایجاد دولت در سرزمین های فلسطین را داشته است اما حقی برای صلب تابعیت فلسطینیان، اشغال زمین ها و به تبع آواره کردن آن ها را نداشته است. برای مثال دولت فارس در ایران حق گرفتن زمین ترک های آذربایجان را ندارد. ضمن اینکه در همان قطعنامه 181 در سال 1948 که اجازه تاسیس دولت یهودی در فلسطین را داده است، حاکمیت 45 درصد مابقی سرزمین را به فلسطینیان واگذار کرده است. حال که فلسطینیان نتوانستند از حق خود برای ایجاد کشور فلسطین استفاده کنند دلیلی بر نداشتن حق آن ها نیست.

۲- مرور قوانین مربوطه در این موضوع :

  • حق فتح با توجه به قوانین حاکم بر منازعات مسلحانه: از آن جایی که یک سری قوانین بشردوستانه در مورد منازعات مسلحانه وضع شده است کشور های درگیر می بایست آن ها را رعایت کنند لذا تا قبل از تشکیل سازمان ملل متحد در سال 1945 در صورت رعایت قوانین جنگی، کشور پیروز حق حاکمیت بر سرزمین های اشغالی را دارد.[10]
  • برای الحاق یک منطقه به کشور متجاوز در گذشته می بایست بعد از حمله و اشغال، معاهده صلحی بین طرفین منعقد شده و دولت شکست خورده سرزمین خود را به فاتح واگذار کند؛ در غیر اینصورت الحاق نامعتبر است.
  • محدودیت های قانونی در حق استفاده از زور برای نخستین بار در سال 1864 در کنوانسیون ژنو شروع شد و بعد از آن در سال های مختلف شامل 1906، 1929 و 1949 و اسناد مختلف جایگزین شد. از جمله تعهدات این پیمان ها، حفظ تمامیت ارضی در برابر تهاجم خارجی است که در نتیجه آن تصاحب سرزمین خارجی با زور ممنوع بوده و به رسمیت شناخته نمی شود.(میثاق جامعه ملل- ماده 10)[11] (مثال: عدم الحاق کویت به عراق)
  • حتی در صورتی که کشور مورد نظر برای دفاع از خود به زور متوسل شود اجازه تصرف سرزمین متجاوز را ندارد.(تکرار در اصول قوانین روابط دوستانه)[12]
  • همچنین با توجه به میثاق ملل “مستعمرات و سرزمین هایی که در نتیجه جنگ متأخر تحت حاکمیت کشورهایی که قبلاً آنها را اداره می کردند متوقف شده اند و مردمانی در آنها زندگی می کنند که هنوز قادر به ایستادن در شرایط سخت دنیای مدرن نیستند” طبق اجبار میثاق ملل قیمومیت آن ها به کشورهای پیشرفته که تجربه دارند سپرده شود تا استقلال خود را پس از توسعه به دست بیاورند که با توجه به موقعیت آن سرزمین متفاوت خواهد بود.(میثاق جامعه ملل-ماده 22)[11]
  • سرزمین های قسمت شده از امپراطوری عثمانی که توسعه آن ها به حدی بود که می توانستند به صورت ملت های مستقل باشند به طور موقت به رسمیت شناخته شد به شرطی که با ارائه مشاوره و کمک اداری توسط قیم بتوانند به تنهایی بر روی پای خود بایستند. ضمن اینکه خواسته های این جوامع می بایست در انتخاب قیم مورد توجه قرار گیرد. (میثاق جامعه ملل-ماده 22)[11]
  • پس از اتمام جنگ جهانی اول طبق معاهده صلح بین متفقین و امپراطوری عثمانی(معاهده سور در 1920) برای قیمومیت سرزمین فلسطین، با اعمال نفوذ انگلیس علاوه بر موارد ذکر شده در میثاق ملل، شرط اجرای بیانیه بالفور نیز اضافه می شود. همچنین ذکر شده است که در راستای ایجاد خانه ملی برای یهودیان در فلسطین، “هیچ کاری نباید انجام شود که به حقوق مدنی و مذهبی جوامع غیریهودی موجود در فلسطین یا حقوق و موقعیت سیاسی یهودیان در هر کشور دیگری لطمه وارد کند.” (ماده 95 معاهده سور)[9],[13]

به صورت خلاصه اکثر سرزمین های جدا شده از امپراطوری عثمانی بعد از فروپاشی آن، موقتا به صورت وابسته درآمده و بعد از چند سال، قیمومیت خود را به استقلال تبدیل کردند مانند پادشاهی عراق، پادشاهی اردن، پادشاهی سوریه و پادشاهی حجاز. اما سرزمین فلسطین تا چندین سال درگیر کشمکش های مابین یهودیان و اعراب شده که همچنان ادامه دارد.

۳- بررسی روند تاریخی ایجاد دولت اسرائیل :

اواخر جنگ جهانی اول در امپراطوری عثمانی، سرزمین فلسطین امروزی در محدوده ای به نام متصرفات قدس قرار گرفته بود که اکثر قریب به اتفاق جمعیت آن اعراب مسلمان بودند.

در سال 1916، شریف حسین که شریف مکه بود با وعده “تشکیل یک دولت متحده عربی” انگلیسی ها، برای آزادی اعراب از سلطنت عثمانی ها دست به انقلاب زد و اردن، فلسطین و سوریه را اشغال کرد و خود را پادشاه عرب خواند اما انگلیس به بهانه آزادی و برگذاری رفراندوم از انجام وعده خود طفره رفت. در این بین انگلیسی ها مجوز ورود یهودیان به فلسطین را از وی گرفتند.

در نهایت پس از شکست امپراطوری عثمانی، انگلیس سرزمین فلسطین را اشغال کرده و پادشاهی اعراب منحل شد. پس از آن انگلیس متعهد می شود که قیمومیت سرزمین های عربی را تا استقلال آن ها بر عهده داشته باشد. اما با توجه به نفوذ انگلیس، بیانیه بالفور نیز برای سرزمین فلسطین در معاهده گنجانده شد. از سال 1920 تا 1947 که سرزمین فلسطین تحت قیمومیت انگلیس اداره می شد مهاجرین یهودی بسیاری به سمت فلسطین آمدند و اقدام به خرید هر چه بیشتر زمین کردند.

در همین حین با هماهنگی انگلیس شروع به گسترش پروژه های عمرانی و مسکونی کردند همچنین گروهی شبه نظامی به نام هاگانا را تاسیس کردند تا با مخالفت فلسطینیان بومی با رفتار اشغال گرانه یهودیان مقابله کنند.

با شروع جنگ جهانی دوم و تبلیغات ضد یهودی علیه آلمان، یهودیان خواستار مجوز زندگی در فلسطین بودند که با مخالفت انگلیس مواجه شدند تا تنش بین یهودیان و فلسطینیان از دست خارج نشود. یهودیان برای قبولاندن خواسته ی خود به انگلیس اقدام به حمله به نیروهای انگلیسی در بیت المقدس کرد تا اینکه در سال 1948 انگلیس که از به توافق رسیدن اعراب و یهودیان ناامید شده بود، این مسئله را برای رسیدن به نتیجه به سازمان ملل سپرد. در نهایت تصمیم بر این شد که با ایجاد دو کشور عربی و یهودی در مناطقی با اکثریت قومی، مناقشه به اتمام برسد.(قطعنامه 181)[14]

از آن جایی که نقشه ارائه شده برای تقسیم توسط سازمان ملل به وضوح دارای سوگیری بود، فلسطینیان از پذیرفتن آن سر باز زدند. با توجه به آمار ارائه شده توسط سازمان ملل و اساتید تاریخ کمتر از 30 درصد جمعیت موجود را یهودیان تشکیل می دادند و حدود 6 درصد از زمین های اراضی فلسطین متعلق به یهودیان بود اما با این وجود سازمان ملل حدود 55 درصد از فلسطین را به یهودیان اهدا کرد تا دولت اسرائیل را تشکیل دهند. زمین هایی که جز 45 درصد باقیمانده برای فلسطینیان بودند اکثرا قابلیت کشاورزی نداشتند. اورشلیم نیز به منطقه ای با مدیریت بین المللی تبدیل شد.[8],[15]

در سال 1948 به طور رسمی تشکیل کشور مستقل اسرائیل اعلام شد. بعد از این اعلانیه مصر، سوریه، لبنان، اردن و عراق به اسرائیل حمله کردند که پس از چند ماه درگیری اسرائیل علاوه بر سرزمین های داده شده از طرف سازمان ملل، زمین های فلسطینیان را نیز اشغال کرد. پس از جنگ، اردن مدعی کرانه باختری و بخشی از بیت المقدس شد و همچنین مصر نیز نواز غزه را تحت کنترل خود درآورد.

در سال 1967، پس از سال ها تنش و درگیری بین کشورهای عربی و اسرائیل، مصر تصمیم گرفت مجددا به اسرائیل حمله کند. حمله غافلگیرانه اسرائیل به سوریه، مصر و اردن سبب عقب نشینی آن ها شد. پس از اتمام جنگ 6 روزه، اسرائیل کنترل کرانه باختری و نوار غزه را بدست گرفت اما به طور رسمی ادعایی بر این نواحی نداشت. همچنین بلندی های جولان کشور سوریه و صحرای سینا از کشور مصر نیز تحت اشغال اسرائیل درآمد.

در سال 1973 آخرین درگیری مابین مصر و اسرائیل صورت گرفت که به جنگ یوم کیپور شناخته می شود. مصر و سوریه روز آمرزش در یهودیت را برای حمله انتخاب کردند که مشابه جنگ 6 روزه با غافلگیری اسرائیل و پیشروی اعراب شروع شد و پس از چند روز اعراب شکست خوردند و عقب نشینی کردند.

در نهایت مصر به عنوان اولین کشور عربی در سال 1978 با امضای معاهده کمپ دیوید، تمامیت ارضی اسرائیل را به رسمیت شناخت.

در سال 1982 پس از خروج ساف (سازمان آزادی بخش فلسطین) از اردن و شروع حملات خود از جنوب لبنان به اسرائیل، آریل شارون برای ایجاد منطقه حائل، جنوب لبنان را اشغال کرد. در نهایت عرفات در سال 1988 موجودیت اسرائیل را به رسمیت شناخت.

در ادامه روند مذاکره ساف و اسحاق رابین، در سال 1993 پیمان اسلو امضا شد که اسرائیل را متعهد به اجازه تشکیل حکومت خودگردان فلسطین می کرد. در عوض آن ها اسرائیل را به رسمیت می شناختند و جنبه نظامی را کنار می گذاشتند. در سال ۱۹۹۴ اسراییل، نوار غزه و اریحا را به حکومت خود گردان فلسطین داد و مجلس ملی نیز پس از مدتی برپا شد. در سال 1995 یکی از یهودیان افراطی که با صلح مخالف بود اسحاق رابین را ترور کرد.

بعد از فوت عرفات در سال 2004، محمود عباس ریاست حکومت خودگردان فلسطین را بدست گرفت که مسیر صلح با اسرائیل پیش گرفت و در سال 2005 در شرم الشیخ آتش بس را قبول کرد. طرفین باید اقدامات خشونت آمیز خود را متوقف می کردند. همچنین اسرائیل پذیرفت که قطعنامه 242 را بعد از حدود 40 سال اجرا کند و شهرک های یهودی نشین نوار غزه را تخلیه کند. با پیشی گرفتن حماس از ساف بعد از تخلیه نوار غزه مقاومت جایگزین صلح شد.[16]

پس از حملات مختلف در سال های 2008 و 2014 که به جنگ 11 و 22 روزه معروف است در سال 2020، 4 کشور عربی (امارات، بحرین، سودان و مراکش) روابط خود را با اسرائیل عادی کردند

۴- جمع بندی :

با توجه به حمایت کشورهای غربی از اسرائیل، کمک سرمایه گذاران یهودی، عادی سازی روابط اعراب و همچنین عدم مقابله فعالانه سازمان های بین المللی با آن می توان تصور کرد که روند غصب سرزمین ها متوقف نخواهد شد. همانطور که تئودور هرتزل “زمین اسرائیل” را از رود نیل (مصر) تا فرات (عراق) اعلام کرده بود. البته این عقیده برگرفته از کتاب عهد عتیق،پیدایش بخش 15، جمله 18 است.[17]

 

 

[1].The Oxford History of Ancient Egypt,Ian Shaw ,P 60

[2].Egypt, Canaan, and Israel in Ancient Times,Donald B. Redford,P 101

[3].HERODOTUS: THE HISTORIES,P 259

[4].The Ottoman Empire, 1300-1650: The Structure of Power,Colin Imber,P 47

[5].در آلمان بیش از ٢٢ میلیون مهاجر زندگی می‌کنند

[6].افزایش تعداد مهاجران افغانستانی پس از ۱۴۰۰، یک حقیقت است

[7].AD HOC COMMITTEE ON THE PALESTINIAN QUESTION,P 45

[8].AD HOC COMMITTEE ON THE PALESTINIAN QUESTION,APPENDIX 6

[9].Treaty of peace with Turkey (Sevres),P 26

[10].International Law: A Treatise, by Lassa Francis Lawrence Oppenheim ,P 101

[11].The Covenant of the League of Nations,Article 10,P 5,14

[12].Declaration on Principles of International Law concerning Friendly Relations and Cooperation among States in accordance with the Charter of the United Nations, P 3

[13].Balfour Declaration

[14].Resolution 181(II). Future government of Palestine

[15].Jewish Property Claims Against Arab Countries,Michael Fischbach,P 44,86

[16].Resolution 242

[17].Bible, Genesis, Chapter 15, Verse 18

دسته بندی فکت

اشتراک گذاری:

6 پاسخ

  1. وااااای خدا باورم نمیشه این همه سند و مدرک هست که نشون میده فلسطین مال اسرائیل نیست و نبوده و نخواهد بود و بزور اون غصب کردن اما باز یه عده طرفدار اسرائیل هستن، اخه غیرتتون کجا رفته؟؟ همونطور که کشور آمریکا مال سفیدپوستا نیست و اون رو به زور گرفتن و میلیون ها سرخ پوستای بیچاره رو کشتن و خودشون رو مالک اونجا کردن.. اخه انصافتون کجاست؟ هرکس از اسرائیل و آمریکای جنایتکار و شرکای اونها حمایت کنه قطعا یکی از اوناست و شریک جرم اونا محسوب میشه.. دیگه خود دانید

  2. درود؛ پس از اضمحلال امپراتوری عثمانی و با پایان جنگ جهانی اول سرزمین‌های این امپراتوری به کشورهای کوچک و متعددی چون سوریه، عراق، اردن(خاندان هاشمی)، عربستان(خاندان سعودی) و… تقسیم شد؛ و سرزمین فلسطین تحت قیمومیت بریتانیا قرار گرفت. پس از آن نمایندگان انگلستان طی مذاکراتی با نمایندگان فلسطینیان، به آنها پیشنهاد کردند ۸۵٪ اراضی فلسطین در اختیار فلسطینیان باشد و در ۱۵٪ بقیه هم دولت یهود تشکیل شود. از آنجا که فلسطینی‌ها سر پر بادی داشتند و از طرف دیگر به ارتش‌های کشورهای عرب امید بسته بودند، قبول نکردند. یهودیان اقدام به سازماندهی و تقویت نظامی خود کردند در حالی که اهالی فلسطین به دفع الوقت گذراندند. از طرف دیگر ارتش‌های عرب هم نتوانستند کاری از پیش ببرند؛ به ویژه در جنگ شش روزه که سادگی و بلکه حماقت و بلاهت عبدالناصر؛ رئيس جمهور مصر؛ باعث نابودی تقریبا تمامی نیروی هوایی این کشور گردید. و چنین شد که یهودیان قسمت اعظم سرزمین فلسطین، بخشهایی از صحرای سینا در مصر و ارتفاعات جولان در سوریه را اشغال و دولت اسرائیل را تشکیل دادند؛ و این کشمکش و منازعه همچنان ادامه پیدا کرده و هر روزه به تمامی دنیا هزینه‌های هنگفت مادی و غیر مادی تحمیل می‌کند؛ و خاورمیانه را به ناامن‌ترین منطقه این سیاره تبدیل کرده است.

    1. سلام و وقت بخیر

      باید بگم به گونه ای میشه گفت این حرف درست اما با مطالب ارائه شده تناقضی نداره

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *